تبلیغات
ورزگ , پشت پرده ها , آموزش و نکته های مفید Vorezg - مطالب شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)
 
ورزگ , پشت پرده ها , آموزش و نکته های مفید Vorezg
دو چیز را هرگز فراموش مکن (خدا و مرگ را ) . دو چیز را همیشه فراموش کن ( به کسی خوبی کردی و کسی به تو بدی کرد ) . لقمان حکیم
درباره وبلاگ


با سلام از شما خواهشمندم سخنان رسانه های بیگانه را به هیچ وجه گوش ندهید و باور نکنید زیرا آنان با تدابیر و برنامه ریزیهایی که کرده اند به تدریج مغز شما را شستشو داده و مطیع خود میکنند و افکار شیطانی خود را به شما تحمیل میکنند . بیایید با هوشیاری طوطئه دشمن را خنثی سازیم آیا تا به حال از خودتان نپرسیده اید که چرا آمریکا و اسرائیل اینقدر برای جنگ نرم (رسانه های خارجی و فارسی زبان و اینترنت و ... ) خرج میکنند ؟ آیا دل آنها برای ما میسوزد ؟ نه این همه خرج و مخارج جز برای رسیدن آنان به اهداف شوم و شیطانیشان نیست ....


با زمینه سازی و فراهم کردن هرچه سریع تر ازدواج جوانان : آنان را از گمراهی و گناه نجات دهیم . همه ما مسئول هستیم التماس دعا

مدیر وبلاگ : سعید
مطالب اخیر

 شهید مصطفی اسلامخواه ( عکس وسطی )

عکس شهید ( وسطی )

وصیتنامه شهید :


وَ لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا  بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون

البته نپندارید كه شهیدان راه خدا مرده‏اند، بلكه زنده‏اند (به حیات ابدى و) در نزد خدا متنعّم خواهند بود. (169آل عمران)

ای جوانان نکنددررختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع)درمیدان نبرد شهیدشد

ای جوانان مبادادرغفلت بمیرید که علی(ع)درمحراب عبادت شهیدشد0مبادادرحال بی تفاوتی بمیریدکه علی اکبرحسین(ع)درراه حسین(ع)وباهدف شهیدشد

ای مادران مبادا ازرفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنیدکه فردانمی توانیددرمحضرخداجواب زینب(س) رابدهید که دتحمل72شهیدرانمود

برادران دعاواستغفارراازیادنبریدکه بهترین درمانهابرای تسکین دردهاست

وهمیشه به یادخداباشیدودرراه اوقدم برداریدوهرگزدشمنان بین شماتفرقه نیندازندوشماراازروحانیت متعهدجدانکنند که اگرچنین کردندروزبدبختی مسلمانان وروزجشن ابرقدرتهاست

حضورتان رادرجبهه های حق علیه باطل ثابت نگه داریدوصداقت واخلاص خودراهمچنان حفط کنید

اگرفیض شهادت نصیبم گشت آنانکه پیروخط سرخ امام خمینی نیستندوبه ولایت اواعتقادندارندبرمن نگریند وبرجنازه من حاضرنشوند

سلام مرابه رهبرعزیزم برسانیدوبگوئیدتاآخرین قطره خونم سنگراسلام راترک نخواهم کرد

باخداوندپیمان می بندم که درتمام عاشوراهاودرتمام کربلاها باحسین(ع)همراه باشم وسنگراوراخالی نکنم تاهنگامیکه همه احکام اسلام درزیرپرچم اسلامی امام زمان(عج)به اجرادرآید

همسرمهربانم خودرابرای تحمل رنجها ومصیبت ها وناکامیها وناروائیهاآماده سازیدودل قوی داریدکه قادریکتاپشتیبان ونگهبان شماست وتنها اوست که شما راازشردشمنان نجات می بخشد وعاقبت شمارابه خیرمی گرداندودشمنان شمارابه انواع عذابها وشکستها دچارمی گرداند.این مصیبت ها وسختی هازودگذروتمام نشدنی است وبه پاداش این جان فشانی هاوفداکاری ها به نعمت های ابدی وبی پایان خداوندخواهید رسیدوبرسریرکرامت تکیه خواهید زد

فرزندم محمدرضاراتربیت کنید که درراه خداقدم برداردوبگوئیدپدرت درراه خدارفته است ناراحت نباش وبه زودی ماهم خواهیم رفت

دخترم راهمچون زینب کبری که داغ72تن شهیدرادرنصف روزتحمل کردتربیت کنید

پس همسرم ازشمامی خواهم که حق خودرابرمن حلال کنید

مادرعزیرم نتوانستم حق تورااداکنم شرمنده ام امیدوارم مرابه بزرگی خودببخشی وسعی کنی فرزندان دیگرت رانیز چون من تربیت کنی

ای پدرم آیا ازاینکه درزندگی خود یک شهید پرورش داده ای وفرزندت توانسته به حال اسلام وقرآن مفید باشد سربلند نیستی وافتخار نمی کنی ؟

آیا ازاینکه توانسته ای در حساس ترین لحظات زمانی که اسلام عزیز مورد حملات کفار ومنافقین قرارگرفته فرزندت رادرپیشگاه حق تعالی هدیه کنی راضی وخشنود نیستی؟

در پایان ازخویشان نیزتقاضا دارم که هر کاری که انجام می دهندرضای خداوند رادرنظر بگیرندوشب وروزمواظب منافقان ومخالفان باشند

 اگرشهیدشدم مرادرروستای مان ورزگ دفن کنید

خدانگهدارشما   به امیددیدار وعده ماقیامت

منبع : said131.blogfa.com



نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، روستای ورزگ، 
برچسب ها : شهید، مصطفی، اسلامخواه، وصیت، وصیتنامه،
لینک های مرتبط :

پیام : سلام هموطنان عزیز امیدوارم همیشه متحد و همدل باشیم و قومیت ما (فارس.ترک.کرد.لر.بلوچ و ... بودن) روی دوستی و همدلیمان تاثیری نزاره چون که دشمن ما همیشه به دنبال ایجاد اختلاف ودشمنی بین قومیت های مختلف ما هست . کسانی هم که چرندیاتی در توهین به قومیت های ایران از جانب قومیت خودشون منتشر میکنند جز افراد خودفروخته و خائن به ملت نیستند که قصد تحریک احساسات مردم رو دارند و آب در آسیاب دشمن میریزند پس حواسمون رو جمع کنیم و مراقب رفتارمون نسبت به هم باشیم .


* برای ترجمه وبلاگ , زبان مورد نظر خود را از بالا سمت راست انتخاب کنید 
     
To translate the blog, select your preferred language from the top = right

طبقه بندی

شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)  ، شیطان پرستی . فراماسونری . دجال  ، طب سنتی ایرانی و اسلامی    ، روستای ورزگ    ، مهم و کمیاب    ، حوادث و اخبار  ، سیاسی   ، عمومی   ،  مذهبی  ، نظامی    ،   اقتدار و قدرت جمهوری اسلامی ایران    ،   دام * طیور * زنبور * آبزیان *    ،    طنز  ، كشاورزی    ، علمی   ، پزشكی  ، ورزشی  ، مطالب درخواستی  ، درسی(تحقیق)  ، محصولات شهرستان قاینات و روستای ورزگ    ،   دانلود رایگان نرم افزارهای پرکاربرد موبایل Widely used free mobile software


 * مطالب مهم *

برج شیطان   # نبرد یهود علیه اسلام # ارتباط یهود با آمریکا #   حجامت و مزایای آن # همه چیز درباره فیلم توهین به پیامبر (صلی الله علیه و آله) #

 



* هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است*
* جهت تبادل لینک ما را  لینک کنید سپس به ما اطلاع دهید*
* با کلیک بر روی G+1 ما را در گوگل محبوب کنید*





نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، شیطان پرستی . فراماسونری . دجال، طب سنتی ایرانی و اسلامی، روستای ورزگ، مهم و کمیاب، حوادث و اخبار، سیاسی، عمومی، مذهبی، نظامی، اقتدار و قدرت جمهوری اسلامی ایران، دام * طیور * زنبور * آبزیان *، طنز، كشاورزی، علمی، پزشكی، ورزشی، مطالب درخواستی، درسی(تحقیق)، محصولات شهرستان قاینات و روستای ورزگ، دانلود رایگان نرم افزارهای پرکاربرد موبایل Widely used free mobile software، 
برچسب ها : مهم، کمیاب، موضوعات، خبر، پشت پرده، مطالب نو، آموزشی،
لینک های مرتبط :

درگیری های پژاک با نیروی انتظامی


[http://www.aparat.com/v/GqRO7]


به شهادت رسیدن جمعی از هم وطنان عزیزمان توسط گروهک منافق پژاک .مرگ بر پژاک و حامیان کوردل آنان




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید، پژاک، گروهک تروریستی، نیروی انتظامی، درگیری،
لینک های مرتبط :

تکاور شهید علی پرورش


[http://www.aparat.com/v/9DF8x]


شهید علی پرورش در سحرگاه 3/5/90 زمانی که درحال اقامه نماز شب بود متوجه تحرکاتی در محدوده پایگاه 20 نفره سپاه در شمالغرب شدند و بعد از بررسی متوجه شد که 70 نفر از نیروهای پژاک قصد تصرف پایگاه را دارند درنتیجه ضمن بیدار نمودن یکی از دوستانشان در دفاعی جانانه و دونفری تعداد زیادی از نیروهای پژاک را کشته و زخمی کردند و موجب زنده ماندن 20 نفر از یاران خود شدند و در نهایت هنگام عقب نشینی نیروهای پژاک به ضرب گلوله قناسه نیروی تامین پژاک به درجه رفیع شهادت نائل شد






نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید علی پرورش، تکاور شهید، پژاک، سپاه پاسداران،
لینک های مرتبط :

یگان ویژه صابرین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


[http://www.aparat.com/v/Q0clG]


یگان ویژه صابرین یکی از زبده‌ترین یگان‌ها در سطح سپاه است
در ضمن چند نفر از این عزیزان در درگیری با پژاک شهید شدن. یکی شون شهید جعفر خان همونیه که ثانیه 60 داره فرمان میده 




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، نظامی، اقتدار و قدرت جمهوری اسلامی ایران، 
برچسب ها : شهید، یگان ویژه، سپاه، یگان ویژه صابرین، یگان ویژه صابرین سپاه پاسداران،
لینک های مرتبط :

شهید حسین پور مبارزه با پژاک


[http://www.aparat.com/v/o7zOq]





نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید، مبارزه با پژاک، شهید حسن حسین پور، گروهک تروریستی پژاک،
لینک های مرتبط :
زندگینامه شهید صیاد شیرازی

سینه ستبر تاریخ مالامال از خاطرات حیات و ممات مردان مردی است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمین تنگ‏تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. عشق به یگانه هستی‏بخش كه اشتیاق لقائش آرام از جسم و جان آن‏ها گرفته و سر سودایی‏شان را همواره بر آستان داشته‏ است.

امیر كم‏نظیر ارتش اسلام سپهبد علی صیادشیرازی یكی از این پر و بال‏سوختگان وصال نور است كه لباس زیبای شهادت زیبنده قامتش و كمترین مزد اخلاص، فداكاری و ایثار و پروانگی اوست. سردار سرافراز جبهه توحید و بسیجی آشنای جبهه‏های افتخار و شرف و نور، این سربردار هم بیدار و جهادگر عرصه‏های پیكار و شیر بیشه شجاعت و ایثار و عاشق بی‏قرار و اسوه اخلاص و استقامت با صدق و صفا، پس از عمری جهاد خالصانه و جانبازی در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولایت ، با پیكر خونین و چهره رنگین و مخضوب به دیار معشوق شتافت و شهید شاهد جوار قربضرت حق گردید و اجر و پاداش آن همه اخلاص و ایثار را در همین دنیای فانی نیز گرفت.

تجلیل و گرامیداشت تمام برجستگان ملت و تقدیر امت اسلام در تشییع با شكوه و كم‏نظیر این سرباز فداكار اسلام گواه این مدعا است.او عاشق دلسوخته‏ای بود كه در گستره خونین جبهه‏های نبرد از كوه‏های سر به فلك كشیده كردستان تا دشت‏های تفتیده خوزستان به جهاد و نماز و نیایش می‏پرداخت و در جهاد اكبرش اوج بندگی خویش را به نمایش می‏گذاشت. او صدف خود را شكسته بود تا دُرّ ناب وجودش با ذوبیقت اسلام و ولایت ظهور یابد. ادوار زندگی سرشار از خدمتش، به حق نمونه‏ای مجسم در خدمتگزاری بر این طریق بود و برای نیل به مقصود دمی آرام نداشت.....






ادامه مطلب


نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید، امیرسپهبد علی صیاد شیرازی، علی صیاد شیرازی، صیاد شیرازی، فرمانده ارتش،
لینک های مرتبط :
1391/05/25 :: نویسنده : سعید
ستاره های دیروز           ستاره های امروز


بچه های کوچیک فامیل با هم جمع می شدیم و شب می رفتیم داخل حیاط و ستار ه ها رو نگاه می کردیم و دنبال پر نور ترین ستاره می گشتیم و تا پیداش می کردیم با عجله می گفتیم این ستاره مال منه چون نورش بیشتره چون به خدا نزدیکتره و علت های خاصی می آوردیم.آخه بهمون گفته بودن که هر آدمی توی آسمون یه ستاره  داره. ولی حالا که بزرگ شدیم ستاره های دیگه ای برای خودمون انتخاب کردیم که نه بزرگن و نه به خدا نزدیکن.و ستاره های دوران دفاع مقدس رو به فراموشی سپردیم و یادمون رفته که چقدر نورانی هستن و به خدا نزدیک.

رفقای عزیز ستاره ی شما چی؟

آیا به خدا نزدیکِ یا از خدا دوره؟

آیا نورانیِ یا ظلمت تمام وجودش رو گرفته؟

emamemonjy.blogfa.com





نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، عمومی، مذهبی، مطالب درخواستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زندگینامه شهید سید محمد هاشمی ثالثی


عکس شهید

در شمار بسیجیان جان برکفی که به زمان رهبر کبیر انقلاب در جهت دفاع از کیان و شرف میهن اسلامی لباس رزم بر تن کرده و به سوی جبهه های نبرد حق علیه متجاوزین شتافتند, بایستی از شهید گرانقدر سید محمد هاشمی ثالثی نام برد که مشتاقانه و بی دریغ جان بر کف نهاد و فدایی انقلاب گردید.

سید محمد در تابستان گرم سال 1335 و در دامان خانواده ای مومن و متقی در روستای ورزگ از توابع شهرستان قاینات پا به عرصه وجود گذاشت.

با وجود همه مشکلات و مشقات دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی, راهنمایی و متوسطه را پشت سر گذاشت و با عزم و اراده ای قوی توانست به دانشگاه راه یافته و در رشته زیست شناسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه تحصیل دهد.

شروع تجاوز وحشیانه عراق به خاک میهن اسلامی باعث شد که بلافاصله خود را به بسیج معرفی نموده تا بتواند همدوش با سایر بسیجیان در مقابل تجاوزگر بایستد.

شهید در بخشی از وصیت نامه اش چنین می نویسد : « با توجه به توطئه های متعددی که علیه انقلاب صورت می گیرد, برای پاسداری از حریم اسلام و استقلال کشور بر هر فردی از افراد این مملکت واجب است تا به سهم خود در جهت خنثی ساختن این ئوطئه ها تلاش نماید و تمام سعی و کوشش خود را بکار اندازد تا انقلاب اسلامی ایران سرآغاز حکومت حضرت ولی عصر «عج» گردد. روی این اصل من هم به سهم خود لازم دیدم تا با رفتن به جبهه و نبرد با متجاوزین, دین خود را به انقلاب به اندازه وسع و توانایی ام ادا نمایم ».

و سرانجام این دانشجو و بسیجی مخلص پس از ماهها نبرد با دشمن در منطقه مریوان در تاریخ 13/2/1360 بر اثر اصابت ترکش به ناحیه شکم, به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

بخشهایی از ویژگیهای اخلاقی شهید :

اخلاق و رفتار بسیار خوب و حسنه ای داشت همیشه سعی می کرد که مخارج تحصیلی را خودش تهیه کند. در آخرین ملاقاتی که با خانواده داشت سفارش کرد که هشیار باشید که منافقین در همه جا و همه وقت شما را فریب ندهند.

بنیاد شهید و امور ایثارگران




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، روستای ورزگ، 
برچسب ها : شهید، سیدمحمد، هاشمی، ثالثی، وصیت، زندگینامه،
لینک های مرتبط :

زندگینامه طلبه شهید محمد رضا قاسم زاده

طلبه شهید محمد رضا قاسم زاده فرزند غلام در سوم خرداد 1344 در روستای «ورزگ» از توابع شهرستان قاینات در خانواده ای مستضعف و متدین و با ایمان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را که تا کلاس چهارم ابتدایی ادامه داد و به سبب علاقه به علوم دینی وارد مدرسه جعفریه قاین شد.

و به تحصیل معارف اسلامی مشغول گردید. درخشش او در امر فراگیری مسائل مذهبی موجب شگفتی استادان و همکلاسانش گردید. و از انجا که فردی آگاه و مستعد بود در کنار سایر همسنگرانش با منافقین که شهر قاین را صحنه تاخت و تاز خود قرار داده بودند به مبارزه پرداخت.

هم زمان با آغاز کار پایگاه بسیج روستای زادگاهش به عناون عضو فعال به فراگیری فنون نظامی و آشنا شدن با سلاح های مختلف مشغول شد و پس از آن عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در بامداد روز 16/2/1368 هنگامی که برای گرفتن وضو از سنگرش خارج گردید مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به فیض عظیم شهادت نایل شد.

فرازی از وصیت نامه شهید :

ـ سلام بر رهبر کبیر انقلاب و دورد بر شهیدان راه الله.

ـ اکنون که عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل می باشم تنها آرزویم شهادت در راه خداست.

ـ برادران ! سنگرم را خالی نگذارید و به یاری اسلام بشتابید که اسلام تنها نجات دهنده ما از قید ظلم و ستم است.

ـ پس به پا خیزید و در جهت حفظ قران بکوشید.

بنیاد شهید و امور ایثارگران




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، روستای ورزگ، 
برچسب ها : شهید،
لینک های مرتبط :

زندگینامه روحانی شهید سید ابراهیم علوی

روحانی شهید سید ابراهیم علوی فرزند سید عباس در سال 1347 در روستای «ورزگ» از توابع شهرستان قاینات در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود.

دوران ابتدایی را در زادگاهش گذراند و به دلیل علاقه ای که خانواده اش به لباس روحانیت داشتند برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه شهر قاین شد.

پس از مدت 2 سال که از محضر اساتیدی چون حضرت حجه الاسلام و المسلمین اصفهانی و دیگر اساتید معزز کسب فیض نمود برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه مشهد مقدس شد و در مدرسه علمیه حضرت ولی عصر «عج» به تحصیل معارف اسلام و علوم دینی مشغول گردید.

پس از آغاز جنگ تحمیلی چندین دفعه در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود و سرانجام در پنجمین مرحله اعزام که در تاریخ 23/9/1365 صورت گرفت در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به تاریخ 30/11/1365 ندای حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست.

فرازی از وصیت نامه شهید :

ـ گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه می دانم, زیرا امام عزیزمان می فرماید : هر کس که میتواند اسلحه به دوش بگیرد باید به جبهه برود و دفاع از اسلام بر همه کارها مقدم است.

ـ زندگی ذلت بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ شهادت را بر آن ترجیح می دهم, قلبم گواهی می دهد که به آرزوی خود خواهم رسید.


ـ سخنی با آشنایان و دوستان دارم.

به راه پاک روح الله ایمان داشته باشید و در راه اهداف جمهوری اسلامی گام بردارید.

بنیاد شهید و امور ایثارگران





نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، روستای ورزگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1391/05/24 :: نویسنده : سعید
فروزان نژاد ,عباس


عکس شهید ( سمت چپ )
فر مانده گروهان اول گردان المهدی(عج)لشکر 5نصر (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

سال 1341 ه ش در روستایی به نام ورزگ در 24 کیلومتری جنوب شرقی قاین و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. عباس دوران کودکی خود را در شرایطی بسیار سخت و دشوار گذراند. در این دوران که از طرفی جو خفقان و هولناک رژیم پهلوی بر تمام نقاط کشور اسلامی سایه افکنده بود، برای خانواده هایی مثل خانواده شهید فروزان نژاد که فرزند ارشد خانواده در لباس مقدس روحانیت در حوزه علمیه مشهد مشغول تحصیل علوم دینی بود، خاطر اعضای خانواده از این بابت دائم نگران و از طرفی وضعیت اقلیمی آن زمان که سال هایی کم باران و چند سال پی در پی خشکسالی در قاینات بیداد می کرد، زندگی برای چنین خانواده هایی که منبع درآمدی غیر از کشاورزی و دامداری نداشتند سخت و دشوار بود. پدر خانواده بااجبار در طول سال حداقل شش ماه را از خانه و کاشانه دور بود و به شهرهای تهران، ورامین و قزوین سفر می کرد تا از راه کارگری هزینه زندگی را تامین نماید.
عباس از کوچکی علاقه زیادی به فراگیری علوم قرآنی داشت .او با کمک مرحوم کربلایی حسن پدر بزرگ خودش توانست قبل از رسیدن به سن هفت سالگی روان خوانی قرآن را فرا گیرد. در سنین کودکی شدیداً پاکی و طهارت را رعایت می کرد و اکثر اوقات بیکاری خود را با قرآن و نماز و دعا و نیایش سپری می کرد.
عباس تحصیلات دوران ابتدایی را در مدرسه روستای ورزگ با موفقیت به پایان رساند و به خاطر این که در آن دوران مدرسه راهنمایی در محل نبود و وضعیت مالی خانواده در حدی نبود که ایشان بتواند در شهر ادامه تحصیل بدهد، ترک تحصیل نمود و با دیگر اعضای خانواده به کار کشاورزی و قالی بافی مشغول شد.
دوران نوجوانی شهید در محل زادگاهش سپری شد در حالی که به صورت جدی به احکام دین پای بند بود تا آن حد که کلیه اهالی محل او را به عنوان یک جوان متدین و پرهیز کار و با صداقت می شناختند و مورد علاقه همه بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، روستای ورزگ، 
برچسب ها : شهید، عباس، فروزان نژاد، وصیت، زندگینامه،
لینک های مرتبط :



اوایل سال72 بود، در گرمای فكه، در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی بین كانال اول و دوم مشغول كار بودیم، چند روزی بود شهید پیدا نكرده بودیم. هر روز صبح اول زیارت عاشورا می خواندیم، بعد كار را شروع می كردیم، اما گره كار را پیدا نمی كردیم. مطمئن بودیم در توسل های مان اشكالی وجود دارد. آن روز صبح كسی كه زیارت عاشورا می خواند توسل پیدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم(ع) و كرامات ایشان. در میان مداحی از امام رضا(ع)طلب كرد كه دست ما را خالی بر نگرداند؛ مایی كه همه خواسته مان برگرداندن این شهدا به آغوش خانواده های شان بود. روز به پایان می رسید و چیزی به تعطیل كردن كار و برگشتن به مقر باقی نمانده بود، داشتیم ناامید می شدیم، خورشید می رفت تا پشت تپه های ماهور پنهان شود. با آخرین بیل كه در زمین فرو رفت، روزی آن روز نصیب مان شد. تكه ای لباس توجه مان را جلب كرد، با سر و صدای بچه ها، همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند. با احترام پیكر شهید را از خاك بیرون آوردیم؛ شهیدی آرام خفته به خاك.

یكی از جیب های پیراهن نظامی اش را كه باز كردیم تا كارت شناسایی و مداركش را خارج كنیم، در كمال حیرت و تعجب آینه ای كوچك دیدیم كه در پشت آن، تصویری نقاشی شده از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته بود. از آن آینه هایی كه در مشهد اطراف حرم می فروشند. اشك های مان سرازیر شد. جالب تر و سوزناك تر این كه از روی كارت شناسایی اش فهمیدیم نامش «سیدرضا» است، شور وحال عجیبی بر بچه ها حكمفرما شد. شهید را كه به شهرستان ورامین بردند، بچه ها رفتند نزد مادرش تا راز این مسئله را دریابند. مادر بدون اینكه اطلاعی از این امر داشته باشد، گفت: پسر من علاقه و ارادت خاصی به امام رضا(ع) داشت و...
سال74 هم كه با بچه ها در منطقه كار می كردیم، بیل مكانیكی را مقداری از جاده خارج كردیم تا به آن طرف تر برویم ولی دستگاه خاموش شد و هر كاری كردیم، راه نیفتاد. گفتم حتماً گازوئیل تمام كرده رفتیم كه از مقر گازوئیل بیاوریم. در حالی كه ما رفته بودیم، راننده دستگاه را كار می اندازد و می گوید تا بچه ها بیایند با دو سه بیل خاك را جست وجو می كنم. در همان اولین فرو رفتن بیل به زمین پیكر یك شهید نمایان می شود... درست همان جایی كه دستگاه خاموش شده بود!

sajed.ir




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید،
لینک های مرتبط :
قدر برادر قاآنی را بدانید....

قبل از عملیات میمك (سال 1364) در ساختمان سه طبقه در پادگان 92 مستقر بودیم. یك روز برادر قاآنی فرمانده تیپ مستقل 21 امام رضا علیه السلام فرمودند: تعدادی از بچه ها آماده باشند بعد از نماز می خواهیم به دیدن آقا ولی برویم. ظاهرا برادر ولی ا... چراغچی مریضی سختی داشتند . ضمنا برادر قاآنی به بنده فرمودند: اگر بشود كمپوت یا میوه تهیه كنیم كه وقتی به عیادت می رویم دست خالی نباشیم. قرار شد پس از نماز من زودتر بروم و از دكه های بیرون از پادگان میوه و كمپوت تهیه كنم. صدای اذان كه بلند شد همه آماده نماز خواندن شدیم. یادم نیست به چه علتی قرار شد در همان ساختمان سه طبقه كه مقر فرماندهی تیپ، طرح و عملیات و اطلاعات و عملیات نیز بود نماز جماعت خوانده شود. پس از تعارفات معمول و به اصرار جمع حاضر كه تعدادی از برادران طرح و عملیات تیپ و عده ای از بچه های اطلاعات و عملیات بودند نماز جماعت به امامت برادر قاآنی اقامه شد. یادم نیست كه در ركوع چندم بودیم كه ناگهان از سمت پله ها صدای بسیار بلندی می آمد كه «یاا...، یاا...، یاا...» ان ا... مع الصابرین و ... بلافاصله صاحب صدا با گفتن ا... اكبر به صف جماعت پیوست. نماز كه تمام شد من هم مانند بقیه برادران كه می خواستند صاحب صدا را بشناسند به عقب برگشته و دیدم كه در صف آخر آقا ولی ا... نشسته است. برادر قاآنی به عقب رفتند و پس از سلام و علیك و مصافحه با آقای ولی به ایشان گفتند كه قرار بوده است كه پس از نماز ما خدمت شما برسیم. حالا كه شما تشریف آورده اید بفرمایید جلو تا نماز دوم را بخوانیم. در این بین مقداری صحبت و تعارف شد تا بالاخره قرار شد كه برادر چراغچی بین دو نماز كمی صحبت كنند. وقتی آقا ولی برای صحبت ایستادند، اوركتی را روی شانه شان انداخته بودند كه كلاه آن نیز سرشان بود. قامت ایشان مقداری خمیده و لبهایشان كبود رنگ و رنگ چهره هم پریده بود . كمی هم سرفه می كردند كه اینها همه حكایت از مریضی سخت ایشان داشت. پس از بسم ا... و تلاوت آیه یا قرائت حدیثی اولین مطلبی كه فرمودند به این مضمون بود: بنده امروز خداوند را خیلی شاكرم كه چنان توفیقی به من داد كه نمازم را به امامت برادر اسماعیل بخوانم. علیرغم اینكه حالم خوب نبود اما همینكه فهمیدم ایشان امامت نماز را دارند به هر وضعیت خودم را رساندم... پس از آن بچه های اطلاعات را سفارش نمودند و گفتند: قدر برادر قاآنی را بدانید و خوب كار كنید و ایشان را ناراحت نكنید و ...

راوی:سید حسین احمدی




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید،
لینک های مرتبط :
1391/05/18 :: نویسنده : سعید

 

 

عملیات مسلم بن عقیل بود. نیروهای رزمنده باید مسافتی را طی میكردند . در منطقه سومار باید از دهانه دره ای عبور میكردند. آنجا پل یازده دهنه ای بود كه بر ارتفاعات ((كهزیك)) و (( دیسكت)) مشرف بود.
 از مرز سومار تا این تنگه در اشغال عراقیها بود . كاملا نسبت به ما دید داشتند . تو شبهای عملیات كه معمولا باید مهتاب باشد ، میتوانستند با دستگاههای الكترونیك و محاسبات خاص كاملا ما را زیر نظر بگیرند و عملیات را تحت الشعاع برنامه های اطلاعاتیشان قرار بدهند . به همین دلیل ما باید قبل از غروب حركت میكردیم؛ یعنی قبل از تاریكی باید بخشی از واحدها و ستونهایمان حركت میكردند.
مثل همه عملیاتهای دیگر ، حال و هوای خاصی حكمفرما بود. نماز ظهر و عصر را شروع كردیم ؛ آن هم با حال و هوایی كه فقط باید در ان بود تا ان را احساس كرد . بعد از نماز ، توسل به ائمه اطهار (ع) شروع شد. هركس خودش را به وجود مقدسی متوسل میكرد . تمام آن ناله ها ، درد دلها، دعاها و نماز های قبل از عملیاتهای دیگر برقرار بود.
از نظر اب و هوا ، در آن فصلی كه ما بودیم همیشه معمول بود كه گرم و خشك باشد. ظهر و كمی بعد از ان هم هوا كاملا همان طور بود . گرم و افتابی.
اما لطف خدا چیز دیگری میگفت . مه غلیظی امد و تمام منطقه را پوشاند. شهید والامقام (( حاج همت)) مسئول عملیات در ان منطقه بود . نیروهای ارتش و سپاه همكاری داشتند . ایشان تا این مسئله را فهمید، گفت: نیروها همه به ستون یك و پشت سر هم حركت كنند و از ان دهانه رد شوند . این در حالی بود كه قرار ، چیز دیگری بود.
به خاطر دید مستقیمی كه دشمن داشت قرار بود در یك فاصله زمانی ، ماشینها تك تك عبور كنند ، كه به لحاظ زمانی این تردد خیلی سخت بود.
و این یكی از نتایج دعا و توسل رزمندگان بعد از نماز بود.
راوی:سردار حاج علی فضلی




نوع مطلب : شهیدان (کجایند مردان بی ادعا)، 
برچسب ها : شهید،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :